متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاجی صادقی بمناسبت هفته دفاع مقدس

خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

از افتخارات بزرگ روحانیت شیعه اینست که در انجام ماموریت هایی که از انبیا و اولیای الهی به او ارث رسیده، ارث به این معنی که این ماموریت ها در مرحله اول متوجه اون معصومین بزرگوار است. شوونی که قرآن و روایات برای پیامبر گرامی اسلام و برای ائمه معصومین بر می شمارد. سه تا ازآنها به روحانیت منتقل شده است.

اولین شان بیان و تبلیغ دین خدا: اسلام دین صامت نیست، دین ساکت نیست تا هرکسی قرائتی از دین ارئه کند. اینکه بعضی می گویند این قرائت از دین، آن قرائت از دین این زمانی است که دین سخنگو نداشته باشد. و قرآن می گوید:« پیامبر تو مبین دین هستی »، « و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیک ».

علامه طباطبایی و بقیه مفسرین ذیل این آیه می گویند: ائمه معصومین علیهم السلام هم همین شان را دارند.

شان دوم دفاع از دین خداست:در برابر انواع تهاجم های سخت و نرم و تحریف ها، سنگر نشین دین اهل بیت علیهم السلام هستند. آنچه که در زندگی همه ائمه معصومین با تفاوت زمانی و مکانی می بینیم دفاع از دین خدا متناسب با حمله ای که می شود خود را فدای دین کردن است. و در آستانه محرم هستیم من خواهشم اینست در محرم کنار ذکر یا حسین، با حسین بودن را به مردم بیاموزید. که وقتی از امام حسین علیه السلام سوال می کنند آقا به کوفه می روید کشته می شوید. می فرمایند: می دانم و می روم.

بچه ها را می برید اینها کشته می شوند. می گوید: من آگاه تر از شما هستم. ام سلمه تو می دانی و من نمی دانم. محمد حنفیه تو می دانی و من نمی دانم.

زینب را می بری به اسارت می رود. می فرمایند: خدا می خواهد.

چرا خدا می خواهد؟!!

چرا ان الله شاء ان یراک اسیرا؟!!!

چرا عملیاتی را دست می زنی که پایانش شهادت است و اسارت؟!!!

جواب امام حسین علیه السلام جالب هست که فرمودند: روحیه بسیجی، روحیه جهادی و انقلابی در همین بیان امام حسین علیه السلام است. حضرت فرمودند:« دین خدا به خطر افتاده است، یا باید فاتحه اسلام خوانده شود یا شهادت نامه من امضا شود. و من سر می دهم که دین خدا سر ندهد ». همین بیان را امام حسن علیه السلام به یک بیان دیگری دارند. و روحانیت هم این ماموریت را دارد. در برابر هجمه ها، در برابر دسیسه ها و فتنه ها سنگر نشین دین خدا باشند.

سومین شانی که معصومین و روحانیت دارند راهبری مردم است: رانندگی در جاده هدایت است، فقط آدرس دادن نیست بلکه نقش رهبری و امامت دارد. و نمی گوید بروید بلکه می گوید با من بیایید.

انجام این ماموریت ها الزاماتی دارد. کدام روحانی، روحانی طراز نظام ولایی است. مکتب عاشورایی و فاطمی و حسنی و علوی است.

کدام روحانی؟؟؟

من یک مورد از الزاماتش را بعنوان مقدمه بحصم که می خواهم راجع به جهاد کبیر و ضرورت آن در عصر ما چند جمله ای عرض کنم.

یکی از الزاماتشش اینه، درک درست و بموقع از موقعیت ها، از خطرها و آسیبها و حملات.

خطر شناسی، دشمن شناسی، فتنه شناسی، حمله شناسی.

سروران عزیزم

ائمه یک نور واحدند و همه یک آرمان دارند. مثل انبیا که که همه انبیا یک برنامه بیشتر ندارند. و لقد بعثنا فی کل امه ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت...

اما چرا موضع گیری هاشون متفاوت هست؟ چرا اقداماتشون مختلف هست؟ چرا یک امام زندان تاریک هارون را می پذیرد؟ و دیگری ولایت عهدی را؟ هر دویش اجباره اما یابن رسول الله یا علی بن موسی الرضا شما را در مدینه به شهادت برسانند چرا تن به ولایت عهدی می دهید؟

این واقعیت هاست که نسخه ها را متفاوت می کند. این معاینه صحیح ائمه ماست که می فهمند الان برای حفظ اسلام باید کدام نسخه را عملیاتی کرده و روحانیت برای نسخه دادن بعنوان طبیب دینی باید معاینه داشته باشد. و بفهمد الان چه خبر هست؟ کجا را و چگونه دارند می زنند؟ برای دفع این ویروس، برای کنار زدن این خطر چه نسخه ای باید نوشته شود؟

به همین دلیل امروز به نظر می رسد از همه زمان ها برای روحانیت و حوزه، کسانی که نقش خواص امت را دارند به تعبیر مقام معظم رهبری روزگار حساسی است و حساس تر از هر زمانی است.

خواهیم گفت دوران، دوران جنگ نظامی نیست که نیروهای نظامی نقش اول داشته باشند. دوران، دوران جنگ در مغزها و قلب هاست. با این نکته به نظرم میاد امروز ما راجع به جهاد کبیر که ظاهرا در قران یک آیه دارد ولی من تا به حال حول جهاد کبیر 50 آیه پیدا کرده ام. جهاد را علمای ما معنا کرده اند یعنی مبارزه خستگی ناپذیر و تلاش فداکارانه برای 2 هدف:

1- برای تعمیق و حفظ و گسترش اسلامی که هدایت گر است.

2- برای دفع دشمنی ها و هجمه هایی که در برابر اسلام است.

این جهاد به اعتبار دشمنش و به اعتبار مانعی که نمی خواهد انسان به تعالی و هدایت برسد در مرحله اول به 2 قسم تقسیم شده است. گفتند: ما 2 نوع جهاد داریم.

یک: جهاد هر انسانی با خودش: چون خدا در وجود هر انسانی یک جنگی قرار داده است. جنگ با نفس اماره اش، که هویت انسان را می سازد و به تعبیر قران به خاطر همین جهاد انسان یا « کالانعام » می شود یا به « قائم مقامی » و نیابت خدا می رسد.

و اگر دشمن در بیرون بود باید ببینیم چجوری حمله می کند. مقابل این جهاد، جهاد اصغر است. دفاع مقدس است و ترک بحث و درس و حوزه و حضور در سنگر دفاع است.

الان هفته دفاع مقدس را پشت سر می گذاریم. انصافا دفاع ما هم دفاع بود و هم مقدس بود. چون فی سبیل الله بود نه فی سبیل کشور، و هرچه رنگ خدایی پیدا کرد قیمت پیدا می کند.

اگر دشمن حمله اش عملیات سخت نبود، عملیات فکری بود. دنبال تصرف سرزمینی نبود دنبال تصرف مغزها و قلب ها بود و دنبال این بود که حاکمیت و فرمانروایی خودش را به جای خدا بگذارد. اگر دشمن خواست با نفوذ و تغییر جبهه حق آنها را وادار کند که یگانه راه نجاتشان پذیرش کدخداست، اینجا جهاد کبیر است.

پس جهاد کبیر زمانی است که دشمن دنبال اینست که شما را به تسلیم وا دارد. شما را متقاعد کند راهی برای نجات ندارید مگر اینکه بپذیرید این جهان کدخدایی دارد. نظم نوینی دارد. به قول بعضی از آقایان که کتاب می نویسند، مثل مشاور رئیس جمهور چاره ای نداریم مگر اینکه تعامل توسعه گرا را داشته باشید. اگر می خواهید توی این دنیا تنفس کنید، چاره ای ندارید مگر اینکه اهل تعامل باشید. نمی دانم بگویم جای تاسف دارد یا شگفتی که در نظام ولایی که با شعار استقلال و آزادی شروع شده، این آقا کتاب می نویسد و الان هم مشاور رئیس جمهور است. و در این کتاب با صراحت می نویسد: شعار استقلال امروز معنا ندارد. !!! امروز روزگار پیشرفت است و استقلال و پیشرفت با هم جمع نمی شوند. شما اگر توسعه می خواهید، پیشرف می خواهید، با این سیاست جهانی معنا ندارد بگویی من یک ساز دیگر می زنم. من زیر بار کس دیگری نمی روم. نظم واحدی است، دنیا یک دهکده است. شما چطور می خواهید این نظم واحد را به هم بریزید. شما با شعار استقلالت به دنیایت ظلم می کنی. کتاب آقای صحیح القلم را ببینید با مقدمه آقای روحانی هست البته مال دوران قبل از ریاست جمهوری هست. مال همان دوران ده ساله طراحی استراتژی خودشون در مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام هست.

جهاد کبیر موردش جایی است که دشمن می خواهد این تفکر را که دین یاد داده، که دین می فرماید: توحید بویژه در بعد ربوبیش یعنی انحصار حاکمیت و فرمانروایی در خدا. اراده شخصی پیامبر حکومت نمی کند. امام معصوم از طرفه، ولی فقیه از طرفه، دشمن می خواهد این را تبدیل به شرک بکند و بگوید: من هم هستم.

نکته دوم: جهاد کبیر چون جنبه های نرم وفکری دارد، عرصه های فراوانی را هم پوشش می دهد. در عرصه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و در عرصه امنیتی. تمام عرصه ها را پوشش می دهد. و هر کدام هم جای پرداختن دارد.

نکته سوم: مبانی و ریشه های باورهای ما در جهاد کبیر چیست؟

دو سه تا اصل قرآنی را که قرآن به ما یاد داده عرض می کنم.

1- تقابل و جنگ جبهه استکبار: تقاضا دارم به این تعبیرها دقت فرمایید. که قرآن جبهه استکبار را ترکیبی از طاغوت ها، مسکتبران و منفعلان در برابر آنها می داند.

جبهه استکبار تقابلش با جبهه حق تقابل همیشگی است. این یک سنت الهی است که این دو جبهه همواره درگیرند. و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الانس و الجن.

هیچ پیامبر، مصلح و دعوت کننده به خدایی نبوده است مگر اینکه در مقابل آن جبهه ای از شیاطین بوده است. و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا من المجرمین. کذلک چه نکته ای را می رساند؟ استمرار، سنت بودن، یک قضیه خارجیه نیست بلکه یک قضیه حقیقیه است. یعنی تقابل همیشگی است.

چرا؟

چون اینجا تقابل بر سر سرزمین و سوء تفاهم نیست به تعبیر مقام معظم رهبری، اینجا دعوا بر سر توحید و شرک است، بر سر باور هاست. جبهه ایمان و مومنین با انحصار فرماندهی به خدا باورش اینست اگر بخواهد پشت سر انبیا حرکت بکند باید 2 کار انجام بدهد:

یک: عبودیت و بندگی خدا

دو: فاصله گرفتن و درگیری با طاغوت ها

لقد بعثنا فی کل امه ...ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت.

جبهه طاغوت می گوید: اینکه فرماندهی فقط دست خدا باشد یعنی من فرماندهی نکنم، کسی از من تمکین نکند. لذا چقدر قرآن زیبا تعبیر می کند. این دو چه تناسبی با همدیگر دارند« والفتنه اکبر من القتل و لا یزالون یقاتلونکم.. ».

بابا جبهه استکبار نیومده انرژی هسته ای تو رو محدود کنه، او نیومده قدرت موشکی شما را محدود کنه، مشکل آنها دین و باور و اعتقاد شماست. لایزالون..یقاتلونکم.

این جنگ، جنگ سر دین است. جنگ سر خداست. لذا این جنگ پایان ندارد. این جنگ تمام شدنی نیست. صحنه هایش عوض می شود. محورها و شیوه های درگیری عوض می شود اما جنگ هست. ما در زمان دولت الهی که در دولت ولی عصر(عج) به آن می رسیم آن روز هم درگیری هست. جنگ بین جبهه حق و باطل هست، منتهی غلبه و پیروزی با جبهه حق هست.

خب چون جنگ دینی و فکری هست قرآن یاد داده است مذاکره و گفتگو جواب نمی دهد. چون جنگ سر باور ها و اعتقادهاست. نمی شود یک نفر بگوید باشه این مقدار حرف شما را قبول می کنم و با شما کنار می آیم. این خروج از دین خداست. اگر جایی کوتاه آمدید از دستورات خداوند بی دین هستید. اما در جنگ سرزمین می شود گفت: این مقدارش برای شما و این مقدارش برای ما.

اینجا جای مذاکره و گفتگو، جای تفاهم نیست، جای درگیری است. چرا؟

چون شما می گویید: ما آمدیدم رسالت مان اینست که عالم را تحت حاکمیت خدا دربیاوریم. و جبهه دشمنان می گویند: ما وقتی کوتاه می آییم که « و لن ترضی عنک الیهود و للنصاری حتی تتبع ملتهم ». من به این جمله اش کار دارم:« حتی تتبع ملتهم »بپذیرید سیاست آنها را. لذا در این وضعیت انسان ها 2 راه بیشتر ندارند.

1- یا جنگ زیر بیرق الله است. یقاتلون فی سبیل الله..

2- جنگ در جبهه دشمن است. والذین کفروا آنها هم یقاتلون فی سبیل الطاغوت..

جنگ بر سر ولایت و حاکمیت است. اینکه ولی من که باشد، رییس شما کی باشد، خدا یا طاغوت ها ؟

اون کسی که تن به ولایت طاغوت ها ندهد « الله ولی الذین امنوا » و اگر این نشد « والذین کفرو اولیائهم الطاغوت ».

نکته بعدی اینکه جبهه استکبار برای خاموش کردن توحید و زدن جبهه حق گاهی عملیات نظامی می کند، خدا به ما گفت: جهاد اصغر.

گاهی عملیات نرم می کند اسلام فرمود: جهاد کبیر.

جهاد کبیر نسخه اسلام است برای دفع تجاوز فکری دشمن، برای دفع خطر نفوذ دشمن. جهاد کبیر نسخه ایست که اسلام می دهد که مراقب باشید اگر تن به این سلطه بدهید به چه سرنوشتی مبتلا می شوید. جهاد کبیر بسیار گسترده تر و نیازمند استقامت بیشتری است از جهاد اصغر.چرا؟ چون در جهاد اصغر دشمن پیداست، بمبارانش صدای آژیر دارد. تلفاتش قیمت دارد، الان هنوزم که هنوزه شهدای دفاع مقدس و سوریه برای ما ارزش دارد. اما در جنگ فرهنگی و نرم اولا موشک آژیر ندارد.انفجارش صدا ندارد، تلفاتش افتخار ندارد، لمس نمی شود و قابل احساس نیست. مثل بیماری بی درد، مثل ویروسی که که وارد بدن انسان بشود اما انسان احساس درد نکند، چون اگر درد پیدا شد انگیزه درمان می اید. امام (ره) در چهل حدیث شان می فرمایند: خدا نکند انسان گرفتار بیماریهای بی درد بشود. آن وقت انگیزه درمان پیدا نمی کند. فلذا گفتند: درد بد نیست، بیماری بد است. چون درد یعنی هوشیاری و ادراک. درد یعنی آمپر، نشون می دهد یک خبری هست.

جنگ دشمن در عرصه فرهنگی اولین ویژگی اش اینست که لمس نمی شود. دومین ویژگی اش اینست که در جنگ فرهنگی دشمن با تصرف مغزها و قلب ها، چون دو تا هدف دارد. مغزها را بعنوان مرکز باورها و قلب ها را بعنوان گرایش ها و احساسات، این دو تا را اگر تصرف کردند دیگر نیاز به تصرف بر زمین ندارند. همان آدم ها می شوند پیاده نظام اینها.

برادران عزیز مبلغ دین این همه قصه تاریخ را می گوییم نکته اش کجاست؟ این همه می گوییم بزرگترین خیانت را در جنگ صفین به علی بن ابی طالب علیه السلام کردند. چون دشمنی که 16 ماه نتوانست با جنگ نظامی علی علیه السلام را شکست بدهد همین دشمن در جنگ نرم با حمله به مغز و فکر سپاه علی علیه السلام را 16 دقیقه علی علیه السلام را – به ظاهر - شکست دادند.

خطر دیگه اینه ها، چه کار کردند؟ گفت: چرا من کاری کنم علی علیه السلام را بشکنم من کاری می کنم کسانی که 16 ماه هست می گویند: مرگ بر معاویه و درود بر علی، یه کاری می کنم همین ها شمشیر را بگیرند به طرف علی بن ابی طالب علیه السلام.

شما را به خدا موفق بودند یا نبودند؟ من نمی دانم آیا بعد از سقیفه جنایتی و خیانتی بزرگتر از آنچه در صفین رخ داد شما سراغ دارید. « تحمیل الرای علی الولایه. تحمیل الرای علی الولایه » ... این تعبیر رابهش عنایت کنید. با جنگ نرم توانستند خطوط قرمز علی علیه السلام را عوض کند دشمن. علی ای که حاضر نبود کوچک ترین سازشی، گفتگویی با معاویه داشته باشد، اول آتش بس را به علی تحمیل کردند و بعد مذاکره را و بعد هم مذاکره کننده را تحمیل کردند. و نتیجه اش هم آن شد. و اگر بعدا جنگ ها راه افتاد، نهروان راه افتاد، فاصله ها راه افتاد و خیانت ها از همین جا شروع شدند. فلذا ایستادگی و پیکار با دشمن در عرصه جهاد کبیر قیمت بالاتری دارد. به همین دلیل بهش می گویند جهاد کبیر. چون اینجا ایستادگی کردن سخت است. فلذا پاداش آن هم بسیار بالاست.

2 گروه در جهاد کبیر سقوط می کنند، با وجودی که در جهاد اصغر سقوط نکردند.

یکی از برکات این دستگاههای پیشرفته مدرن امروز، دستگاههای فیلم برداری، صوت برداری اینست که گذشته بعضی ها را به یاد خودشون بیاوریم. بگوییم که شما تا دیروز که دوران دفاع مقدس بود خطبه می خواندی، سخنرانی می کردی، ببین راجع به استکبار چه می گفتی؟ آمریکا را چطور معرفی می کردی؟ خودت اون موقع می گفتی:« سر سوزنی اعتماد به اینها خیانت به ملت است ». اون موقع می گفتی:« سر سوزنی اعتماد به اینها نابودی کشور است ». خود شما می گفتید:« یگانه راه نجات انقلاب مقاومت است.یگانه راه نجات نظام اسلامی قدرت نظامی و موشکی و علمی کشور است ».

حالا چرا یه جور دیگه حرف می زنید؟ چی شد؟

خیلی از شماها سرداران دوران دفاع مقدس بودید. چی شده حالا..

2 گروه در جهاد اصغر می مانند اما در جهاد کبیر سقوط می کنند.

1- افراد بی بصیرت: افرادی که نمی بینند دشمن را، نمی بینند حمله را، آنقدر بی بصیرت اند که لبخند معاویه آنها را می برد. می گویند معاویه دیگر معاویه سابق نیست، معاویه عوض شده است. اهل گفتگو و تعامل شده است. با معاویه می شود کنار آمد. کسانی که درک درست ندارند. من عذر می خوام که بگویم در فتنه 88 و خیلی از فتنه های دیگر، چون می دانید امیرالمومنین علیه السلام فتنه را برای ما معنا کرده است. حضرت امیر علیه السلام در تعبیر از فتنه می فرماید: فتنه یعنی « کل فتنه مظلمه »، نمی فرماید: ظلمه می فرماید:« مظلمه »، چون کار فتنه اینست که چراغ ها را خاموش کند، تاریکی بیاورد. خیلی از بزرگان وعلما ندیدند دشمن کجا را می زند، ندیدند کارگردان کیه؟ هنر پیشه ها را دیدند اما کارگردان ها را ندیدند. در حالی که حضرت امیر علیه السلام به ما یاد دادند در فتنه با دو گروه طرفیم. بعضی « مفتونند » که اینها را جذب کنید. اما با فتنه گران یعنی « کارگردان فتنه » من چشمهایشان را در می آورم شما هم در بیاورید. خب بعضی توی همین قم من یادم هست وقتی خدمتشون می رسیدیم می فرمود: من طرفین را نصیحت می کنم کوتاه بیایید. گفتیم آقا طرفین کی هستند؟ یعنی شما فکر کردید یک طرف میر حسین هست و طرف دیگر احمدی نژاد، نه بابا این هم اگر بود تا آن روزی بود که خطبه های مقام معظم رهبری یعنی 29 خرداد بود. اما الان فتنه دو طرف دارد استکبار، انقلاب. الان بحث ، بحث امام (ره) است. بحث، بحث شعارهای انقلاب است، بحث عاشوراست نه یه آقایی مثل فلانی..

2- بی بصیرتان در جنگ فرهنگی دشمن توفیق جهاد کبیر ندارند. بازی می خورند. می شوند آدم های بی طرف به قول خودشان. مثل اون آقایی که اومد گفت: علی جان جنگ تو با اصحاب قبله، جنگ تو با صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله برای من قابل هزم نیست.« انا شککنا فی هذا ». آدم مقدسی است، از زهاد ثمانیه هست. هنوزم که هنوزه ما شیعیان وقتی می رویم مشهد می گوییم سر قبر ایشون هم برویم یک زیارتی بکنیم. آقای ربیع بن حصین، می گوید:« انا » نمی گوید:« انی »، یعنی من و مریدام این کار تو را نمی توانیم بفهمیم. تو شمشیر تو سر مسلمان می زنی؟!

تو کسی که الان اذان گفت می ایستد و نماز می خواند شمشیر تو سر او می زنی؟!

خیلی خوب آدمی بود که گفت: انا شککنا که علی علیه السلام فرمودند: پس اینجا نمان و برو، اینجا بمانی و من را یاری نکنی....

الان یه عده ای همینطورند. خیلی اینجا توضیح می خواهد رد بشم.

دسته دوم: که توفیق شرکت در جهاد کبیر را ندارند وابستگان به دنیا هستند، کسانی که در جهاد کبیر شکست خوردند، کسانی هستند که تحمل سختی ندارند. می گویند: با علی بودن سخت است و با معاویه بودن راحت است. با علی بودن نان خشک است، مبارزه پیوسته است. کسانی که گرفتار دنیا شدند، کسانی که وام دار استکبارشدند، کسانی که استکبار از آنها یک سند دستش هست، اینها می ترسند. اما آنچه دین به ما یاد داده است در صحنه جنگ فکری و فرهنگی شما دو راه بیشتر ندارید.

1- کوتاه بیایید، پذیرش تسلط و حاکمیت او: که می گویم نتیجه اش چیه...

2- مقاومت: بگویید من خدا را باور کردم که عبد تو نباشم. من دین را پذیرفتم که بله قربان گوی تو نباشم. اصلا دین یعنی این...

بعضی ها یک راه سومی را القا می کنند که هم سختی ها و مشکلات و مشقت های راه حل دوم را نداشته باشد و هم بندگی استکبار را به دنبال نداشته باشد. آن راه چیه؟

مراوده، مذاکره، صلح، رفاقت.

شمایی که تصور کردید دشمن را می توانید متقاعد و آرام کنید شما هم جزء آنهایید. و باید بدانید دشمنتان دشمنی نیست که به کمتر از بی دینی شما راضی باشد. اگر جایی فرمان او را بردید نابود می شوید.

چگونه جهاد کبیر کنیم:

اما چطور می شود جهاد کبیر انجام داد؟ این راهم اشاره کنم و عرایضم را جمع کنم.

1- توجه به هشدارهای قرآن: قرآن هشدار می دهد که اگر کوتاه آمدید و فرمان بردید، و اگر دوستی با آنها برقرار کردید. نتیجه اش چیه؟ شما را به خدا این آیات مال کی هست؟ این آیات را باید در محرم بخوانید یا نه؟

نتیجه اش اینه:

الف: یا ایها الذین امنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتب یردوکم بعد ایمانکم کافرین ( آل عمران/ 100)

ب: یا ایها الذین امنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فتقلبوا خاسرین ( آل عمران/ 149)

این هشدارها را یاد مردم بیاورید، به مردم بگویید که کدام ملت را سراغ دارید که با بله قربان گفتن و و کوتاه آمدن در مقابل نظام سلطه به عزت رسیده باشد. قرآن می فرماید: راه عزت این نیست بیچاره ها

ج: الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المومنین..فان العزه لله جمیعا...

این آیات مصداقش کجاست؟ برای کی نازل شده اند؟ من و شمای مدافع دین، من و شمای سنگر نشین دین باید این ایات را بخوانیم.

د: یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الیهود والنصاری اولیاء و من یتولهم منکم فانهم منهم

دیگه نگو من مومنم، من از جبهه انقلابم.« فانه منهم ». تسرون الیهم بالموده...پنهانی می روید با اینها دست می دهید؟!!! و انا اعلم بما اخفیتم

آخرش عجیب است « ومن یفعله منکم فقد ضل سواء السبیل » نمی گوید:« من یفعله فقد ضل » می گوید: من یفعله «منکم » فقد ضل سواء السبیل. این آیات مال کی هست؟ پس اولین کار اینست که هشدارهای قرآنی رابیان کنیم.که قرآن می گوید بابا

و لئن اطعتم بشرا مثلکم انکم اذا لخاسرون ( مومنون/ 34)

خیلی آیه اینجا وجود دارد.

2- کار دوم که بر عهده من و شماست بصیرت افزایی و روشنگری نسبت به توطئه ها و دسیسه های دشمن است. بیان کنید جنگ آنها با شما برسرهمین حاکمیت است. و قضیه هسته ای و موشکی بهانه است. می خواهد حاکمیت خدا برود و حاکمیت خودش بر سر شما باشد. « و لا یزالون یقاتلونکم...» (بقره/ 217)

3- کار سوم که مقام معظم رهبری در عرصه جهاد کبیر بعنوان دومین کار- که به نظرم بیشتر خطابش حوزه های علمیه و روحانیت است – قاطعیت و صراحت و شجاعت در برابر دشمن است. امروز روز تقیه نیست، امروز دشمن نفوذ کرده است نه اینکه می خواهد بکند. پیشرفت کرده است، ذهن بعضی از مردم و مسئولین را تصرف کرده است. هفته دفاع مقدس است. چند درصد از جوانان و نوجوانان ما الگویشان ورزشکاران است، و چند درصد شهدای دوران دفاع مقدس است. تو رسانه ما دشمن آمده است، ایام عید، عیدهای مذهبی می شود کی را می آورند اونجا می نشیند. هنر پیشه می آورد که این بچه هم توی تلویزیون که می بینش هرچند یه مقدار مودب می نشیند و با بسم الله الرحمن الرحیم هم شروع می کند، ولی می گوید: بابا من این رو توی فضای مجازی با عکسای لخت و عریانش دیدم. اینا چی هستند؟ این چه الگو سازی هست که شما می کنید؟

بله پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام تولد اسلام ناب بود. امروزصراحت می خواهد، فریاد می خواهد. من غصه می خورم که مقام معظم رهبری یکه وتنها باید فریاد بزند. از روحیه انقلابی، جهادی، از به خطر افتادن عناصر ماندگاری انقلاب، از خطر نفوذ.

چرا فریاد نمی زنیم؟! ملاحظه کی را باید بکنیم.

نمی گویم دو قطبی در جامعه ایجاد کنیم نه، چون اون هم نقشه دشمن هست اما مردم را هوشیار کنیم. امروز وقتی با صراحت می گویند:« کرامت انسان یا دین »، و با شجاعت می گوید:« کدام برای ما مقدم است؟! کرامت!!! »

اونجا باید ما داد می زدیم مگر بین کرامت انسان و دین تقابل هست؟ مگر کرامت بدون دین هم ممکن است. قرآن که به ما می گوید: بدون دین تو بدترین موجود عالمی، کرامت ما در پرتو دین است. اونوقت شما آقایی که لباس روحانیت هم پوشیدی می گویی ما کرامت انسان از دینداری مردم برایمان مهم تر است.

کرامت کی؟!! کرامت انسان بله، کرامت انسان بدون دین به دست نمی آید.

چرا این تقابل ها را جواب نمی دهیم؟

چرا وقتی می گویند:« استقلال یا پیشرفت ؟». جواب نمی دهیم. بابا این « یا » غلط است.الان مثل اون زمانی است که وقتی می گفتند علم یا ایمان؟!! شهید مطهری(ره) فریاد زد و فرمود: بابا علم و ایمان یا ندارد، علم و ایمان بینشان باء است، علم با ایمان.

شهید مطهری فریاد زد: تعقل و تعبد که مقابل همدیگر نیستند، تعقل با تعبد. پس دوم صراحت، شجاعت.

محرم ماه افشای جبهه یزید است. من خواهشی که دارم اینست که در محرم امسال شما بگویید امام حسین علیه السلام در عاشورا نهضتی به پا کرد، طلوع داشت اما غروب نداشت. آغاز داشت اما پایان داشت، کربلا مرکزش بود اما همه زمان ها و مکان ها را در نوردید. و این نهضت امام حسین علیه السلام دو جبهه را شفاف کرد. بعد شروع کنید شاخص های جبهه امام حسین علیه السلام اینست.

والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی. هر کاری سر من دربیارید من ازدین خدا، من از اصولم دست بر نمی دارم. ما در کربلا یک حسین داریم و یک حسینی ها مثل ابالفضل...

اگر دغدغه تو اینست که در صراط مستقیم باشی دغدغه تو اینست که در حال انجام تکلیف باشی نه نتیجه، فاذن لا یبالی بالموت...

باکی ندارم از مردن ...

شاخص جبهه حسین علیه السلام ولایت مداری است. شاخص جبهه حسین اینست که هیچ شرایطی شکوائیه نمی کند. بدترین شرایط برایش پیش می آید اما

و ما رایت الا جمیلا .

اینها را بگید بعد شاخص آن جبهه را هم بگویید، بعد بگویید ای عزاداران امام حسین علیه السلام، ای سینه زنان امام حسین علیه السلام خودتان هم امتحان کنید. ببینید از جبهه امام حسین علیه السلام هستید یا نه؟

اون وقت توی همین قم یه آقایی ماهواره راه می اندازد و می گوید:« خدا لعنت کند مطهری را ».

چرا؟ چون حماسه حسینی نوشته، حسین با حماسه کاری نداشت. حسین کشته شده اشک اشک ها و ناله هاست. این چه تحریفی بود که مطهری انجام داد. برای حسین از احساسات بگو از حماسه نگو، از حسینی بگو که در سال 61 هجری قمری تمام شد، چی اش مانده؟ غم و اندوهش نه نهضتش!!!!.

چهارمین کار تقویت و بالا بردن قدرت دفاعی مون هست. قدرت دفاعی علم هست، موشک هست، سلاح هست، همه چی هست. اون وقت آدم شگفتی پیدا نکنه یک آقایی که فرمانده جنگ بوده، سیاست مدار بوده می گوید:« ما باید برای پیشرفت باید مثل بعضی از اروپایی ها، یه مدتی نیروهای مسلح را بگذاریم کنار»، به حضرت عباس این القای دشمن است. دشمن می گوید:« اگر نمی توانم انقلاب را بشکنم به خاطر حضور قدرتمند این نظام و انقلاب است. اینها قوی اند نمی توانم بشکنمشون. یه کاری می کنم که این فکر القا بشه چرا این همه بودجه صرف صنایع دفاعی بشه؟ چرا؟ می گه اگر الان تو فلسطین سنگی که دست بچه فلسطینی هست به موشک تبدیل شده کار ایران است. راست هم می گوید. انقلاب اسلامی سنگ دست بچه فلسطینی ها را موشک کرده است. اگر یمن موشک های پیشرفته می سازد کار ایران است، حالا یمن موشک می سازد با برد 800 کیلومتر کار ایران است، راست هم می گوید.

نه اینکه موشک می دهیم نه یادشون می دهیم. باورش و فرهنگش را می دهیم. بله دشمن شک نکند انقلاب ما صادر شده است. یکی از هم لباسی های خودمون که در بوسنی وهرزه گویین تبلیغ هست، یک ماه پیش به ایران آمد. اومد دیدن من یک جمله گفت خیلی خجالت کشیدم. گفتم: خیلی دیر به دیر به کشور می آیید؟ گفت: همین هم که می آیم خیلی پشیمان میشم. جون اونجا جوونهاش، مسلمانهایش خیلی انقلابی تر از داخل کشور شما هستند. آری انقلاب صادر شده است. لذا « و اعد لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل » نباید فراموش بشود. چون بازدارندگی داره. قرآن می فرماید:« ترهبون به عدو الله و عدوکم »، کدام دشمن؟ اونهایی که می شناسید و عده ای که نمی شناسید، اما خدا آنها را می شناسد.

کار دیگری که باید انجام بدهید در ماه محرم، تبیینش کنید مشارکت در جبهه جهاد کبیر است.

ما باید جا بیندازیم بله با علی بودن هزینه دارد، خرج دارد. دیندار بودن هزینه دارد. با چسبیدن به دنیا و ذخائر دنیوی ممکن است قابل جمع نباشد.

تلاش برای قطع هرگونه وابستگی: و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار...ثم لاینصرون (هود/113)

از این شفاف تر خدا حرف بزند. تکیه به دشمنان و ظالمان نداشته باشید، که اتش می گیرید. نه اینکه به جهنم بروید. خود آنها آتش هستند. و بعد هم بی ولایتی هست و در نهایت « ثم لا ینصرون ». اگر دستت را تو دست آمریکا گذاشتی دیگر از خدا انتظار امداد غیبی نداشته باشید. دیگر از خدا انتظار نصرت نداشته باشید.

هوشیاری همراه با اقدام برای بستن راههای نفوذ: یکی از مقدماتی که روحانیت باید روی ان کار بکند نفوذ فیزیکی و نفوذ فکری استکبار است. عرض کردم متاسفانه در نفوذ دشمن پیشروی داشته است.

تقویت روحیه جهادی و دفاعی: شما را به خدا به مردم بگویید روحیه جهادی و انقلابی حرکت احساسی و هیجانی و زود گذر نیست. روحیه جهادی و انقلابی را هم قرآن به ما یاد داده و هم روایات...

قرآن به ما فرمود: ثم استقاموا – لم یرتابوا- لا یخافون لومه لائم- حسبنا الله و نعم الوکیل.. اینها شاخصه های روحیه جهادی و انقلابی در قرآن هست.

روحیه جهادی و انقلابی یعنی

کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا

مثلی لا یبایع مثله؛ من دست بیعت به یک همچی آدمی نمی دهم.

والله ان قطعتموا یمینی

ما رایت الا جمیلا

فانی لا یبالی بالموت

تقویت ولایت محوری است: یک بار من فکر می کنم توی این مسجد این جمله را گفتم. دشمن تحلیل کرده و متاسفانه درست هم هست. می گوید: جامعه ی بدون امام خطر ندارد، و امام بدون امت اقتدار ندارد. اما امت متصل به ولایت شکست ندارد. و 38 سال ماندگاری انقلاب بر همین ولایت محوری است. به همین دلیل باید نقطه اتصال امام و امت را بزنیم. دیدید امت را از علی جدا کردید علی شکست. دیدید 250 سال مسلمانان امام داشتند اما امام حاکمیت دینی نداشتند چون مردم ولایت محور نبودند.

استقامت و پافشاری بر اصول و ارکان انقلاب: 19 دی رهبری در مورد عناصر ماندگاری و اینکه دشمن می خواهد این عناصر را بزند فرمودند:« جبهه ای وسیع، عظیم، نا متناجس، با قدرت تبلیغاتی بالا درست کرده اند ».

که چی کار کنند؟ که همه همت آنها اینست این ماندگاری انقلاب را با هم بزنند. همه همت ما و شما باید این باشد این ماندگاری را بعنوان یک هدف بشناسیم.

و بالاخره آخرین الزام جهاد کبیر اینست در انتخاب آدم هامون یک کسانی، یک مجلسی را انتخاب نکنیم که در مقابل تهدید، تطمیع و فشار بترسد. منفعل باشد. امروز درد ما در کشور بعضی از مسئولین است که گفتمانشان، گفتمان مقاومت و رهبری نیست. منفعل اند در برابر استکبار.گناهش هم به گردن ماست که انتخاب کرده ایم. معنا ندارد بگوییم آقا مقام معظم رهبری ما انتخاب می کنیم و شما هم کنترل کنید. وقتی این آقا رییس جمهور، رییس مجلس و کجا و کجا شد مگر می شود، راه می افتد...

آدم هایی را انتخاب کنید که به دین باور داشته باشند. ٱن هم دین جامع نه دین سکولار، نه دینی که با کرامت انسان تقابل داشته باشد.

کسانی را انتخاب کنید که قدرت ایستادگی در برابر نفوذ را داشته باشند. این هم یکی از شاخص های مهم هست. از اینکه فرصت نشد به کل بحث بپردازم عذر خواهی می کنم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

معارف اهل البیت...

ما را در سایت معارف اهل البیت دنبال می‌کنید

برچسب: متن کامل سخنرانی,متن کامل سخنرانی امروز,متن کامل سخنرانی ناطق نوری,متن کامل سخنرانی, در کرمانشاه,متن کامل سخنرانی نصرالله,متن کامل سخنرانی روز قدس,متن کامل سخنرانی کامفیروزی,متن کامل سخنرانی دکتر حسن عباسی, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 13:56

صفحه بندی